وقتی خیس از باران به خانه رسیدم …

برادرم گفت : چرا چتری با خود نبردی؟...

خواهرم گفت : چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟…

پدرم با عصبانیت گفت : تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد…

اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت : باران احمق!!!…

این است معنیمادر …

دکتر علی شریعتی