خیلی وقت است دلم میخواهد با شما سخن بگوید؛

سخن از هر دری بگوید؛

سخن از اوضاع نابسمان و از فساد رو به سامانش؛

از دو دست مصلحت بنما،از دو گوش منفعت شنوا؛

از تنی محتاج تیمار و از تنی باطنا" بیمار؛

از دو چشمی که این باور ندارد:که هرکس ارزش دیدن ندارد؛

از دو لب که لبالب،لب به لب هم داده،گوشت مرده ی برادر تحویل من داده؛

از دلی که کم عمق است،خیلی زود می خشکد؛

.

.

.

-اما ای حقیقت وجود-

"گرچه من بنده ای پستم

با همه پستی

دل به تو بستم"

العبدالعاصی

محمدعبداللهی