پیشنهاد می کنم بخوانید
دوشنبه-نهم بهمن ماه1388
مدرسه ی شهید بهشتی(تیزهوشان)
کلاس سوم ریاضی2
زنگ اول
درس شیمی
...مدیر مدرسه (آقای شهداد عبداللهی) طلبه ای را که از شهر قم به مدرسه ی ما آمده بود را با میل دبیر شیمی یمان (آقای رسول رزمی) مهمان کلاس ما کرد تا مطالبی پیرامون خداشناسی را با ما مورد بحث قرار دهد.
دبیر شیمی یمان سخن را آغاز کرد تا فضای کلاس را آماده کند و در انتها با طرح یک پرسش آن را در اختیار مهمان محترممان قرار دهد.
سخن از اینجا شروع شد:
میتوان انسان را از دو بعد مورد بررسی قرار داد:
1-بعد مادی
2-بعد معنوی
بعد مادی به اتم نسبت دارد
اتم هم میل رسیدن به حداقل انرژی و حد اکثر بی نظمی را دارد!"
بعد معنوی از برای تعالی است
تعالی هم نیازمند حرکت در جهت صحیح است
و حرک مستلزم داشتن علم است
ویافتن جهت صحیح این حرکت مستلزم داشتن ایمان!"
و اما سخن اساسی تر:(با استناد بر کتاب حس ششم-تالیف دکتر اربابی)
در یک نیمکره ی مغز انسان 14میلیارد سلول وجود دارد.
با فعالیت و کار کردن هر 1 سلول 17هزارم ولت برق تولید می شود.
حال اگر فرض کنیم از هر یک میلیون سلول فقط یکی کار کند و فعال باشد می شود 14000سلول.
که اگر این 14000سلول را ضرب در 17هزارم ولت کنیم می شود 238ولت.
و همانطور که می دانید این مقدار از برق شهری هم18ولت بیشتر است.
و اما سئوال:
پس خب چرا در من وشما این اتفاق عملا" نمی افتد؟
آیا مغز من و شما کار نمی کند؟
و یا سئوالی اساسی تر:
دامنه ی قدرت انسان وسیع است!
پس چرا انسان با این همه قدرت با ذلت زندگی می کند!؟
پاسخ:
افکار ما در جهات مختلف پراکنده است و بنابراین افکار یکدیگر را خنثی می کنند و اینچنین می شود که از برآیند افکارمان که همانا اعمال هم نشات گرفته از افکارند چیزی دست ما را نمی گیرد!"
نتیجه گیری:
از منظر علم فیزیک این سوال و جواب براحتی قابل توجیه است
و علم فیزیک میگوید که برای افزایش راندمان و بالا بردن نیروی حاصل از برآیند باید نیروها را هم جهت و همسو کرد تا نیروها افزاینده ی هم باشند نه کاهنده ی هم.
بطور مثال برآیند دو نیروی 10نیوتنی هم جهت و همسو بیشتر از برآیند دو نیروی 100نیوتنی است که قرینه ی یکدیگرند.
واما ما چه بهره ای از این بحث علمی میتوانیم در مدت زمان کاملا" محدودی که در این دنیا نفس میکشیم ببریم!؟
از مطالب فوق چنین بر می آید که باید بقول پدرانمان عمل کرد که می گفته اند:
یا رومی روم یا زنگی زنگ!
حال از اینجا به بعدش بیشتر مستلزم "تفکر" است
تفکری که معصوم علیه السلام فرمود:
تفکره ساعه افضل من عباده سبعین سنه
یک ساعت تفکر برتر از هفتاد سال عبادت است"
تفکر به این که:
از کجایم؟
در کجایم؟
به کجایم؟
ابو علی سینا در کتاب نجات میگوید:
خدایی که از گذاردن ابرو بر روی چشم و ایجاد گودی در پای نگذشته است آیا انسان را در فکر و اندیشه رها کرده است!!!؟؟؟!!!
اگر بتوانیم در جواب این دست پرسش ها به یقین برسیم و هدفمان را بدانیم و در راستای آن هدف افکارمان را سامان دهیم و با عزمی راسخ بدان افکار جامه ی عمل بپوشانیم چه شود...!!!
و این بود آن درسی که برخلاف درسهای دیگر تازه بعد از کنکور دنبال یافتن جزوه ی تک برگی اش گشتم!!!
"روزگارتان شیدا باد"